اولدوز دیشب زیر خاک بود.
هاجر عروسکش را زیر کاهگلها جا گذاشته و کسی نیست کمکش کند
،
نوه‌های بابک زیر آوار مانده‌اند.
مادرم اوخشاما می‌خواند
،
ولی اورمی گؤلی دیگر خشکیده و اشکی ندارد که نثار اولدوز کند.