زلزله و اورمو گؤلو و اولدوز
اولدوز دیشب زیر خاک بود.
هاجر عروسکش را زیر کاهگلها جا گذاشته و کسی نیست کمکش کند ،
نوههای بابک زیر آوار ماندهاند.
مادرم اوخشاما میخواند ،
ولی اورمی گؤلی دیگر خشکیده و اشکی ندارد که نثار اولدوز کند.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 0:19 توسط ساوجی
|
سلام